تبليغاتX
چرا نوشتم در برگ تنها ئیم برایت نمی دانم

چرا نوشتم در برگ تنها ئیم برایت نمی دانم

 

ما اینجاییم و خدا آنجا و بین ما آتش است.آتش نمی گذارد دستمان به خدا برسد.


ما اینجاییم و خدا آنجا و بین ما دریاست.دریا نمی گذارد دستمان به خدا برسد.


گاهی اما برای رسیدن به او نه طاعت به کار می آید نه عبادت.نه ذکر و نه دعا.نه التماس و نه

 

استغفار.


تنها بی باکی است که به کار می آید .بی باکی عبور از آب و بی باکی عبور از آتش .


گذشتن از آتش اما نه به امید آنکه آتش گلستان شود و تو ابراهیم.


گذشتن از دریا اما نه به امید آنکه دریا شکافته شود و تو موسی.


آتش را به امید سوختن گذشتن و دریا را به امید غرق شدن.


جاده ایمان خطرناک است.پر آب و پر آتش.مسافرانی بی پروا می خواهد.آنقدر بی پروا که پا بر

 

سرهر چیزبگذارند و از سر همه چیز بگذرند.از سر دنیا و آخرت از سر بهشت و از سر

 

جهنم.آنان که میترسند از لغزیدن و می ترسند از افتادن به راه ایمان نمی مانند.


ایمان را به گستاخی باید پیمود نه به ترس .زیرا خداوند آنسوی گستاخی است.نه این سوی

 تردید وترس

 

+نوشته شده در ساعتتوسط صبرا | |